سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

131

تاريخ ايران ( فارسى )

اتصال و ارتباطى نداشتند ليكن در مواقع خطر و مهلكه به زودى باهم متحد ميشدند . افسانه‌هاى آريانى بعضى محققين گفته‌اند و عقيدهء صحيحى است كه هيچ مذهبى اختراع نميشود و اين حرف دربارهء زبان نيز صادق است يعنى هردو امر بر نشوونما و تبدلات تدريجى درست مىشود و از آنجا كه مذهب مبنى بر عقايدى است كه افسانه‌ها و اساطير اگر به روى آنها قرار نگرفته باشند البته تصرف كلى در آنها داشته و كمال اهميت را دارد كه بتوانيم آن حكايات قديم اساسى را معلوم نمائيم و خوشبختانه افسانه‌هاى آريانى براى اخلاف باقىمانده و ما براى معرفت باحوال مبادى تمدن جديد از آنها استفاده ميكنيم . اولين اطلاعى كه بر احوال آريان‌ها داريم بر ما ظاهر ميسازد كه آنها در مرحلهء پرستش طبيعت خالص و پاك بوده‌اند . آسمان شفاف و نور و آتش و باد و باران كه اسباب حيات ميشوند معبود ايشان بوده و ظلمت « 1 » و خشكى را شياطين ملعون مىپنداشتند . در اين مذهب شرك ، آسمان بر ساير خداوندان مقدم بود و خورشيد چشم آسمان و برق پسر آسمان ناميده ميشده است و ميتوان گفت كه اكثر مذاهب اين افسانه‌ها را دارا بوده و عقايد مزبوره عموميت داشته است ليكن اقوام آريانى مثل سومريان معتقد و مقيد بجلب مساعدت و موافقت ارواح خبيثه نبوده‌اند بلكه توقع ايشان آن بود كه ارواح طيبه بايد با ارواح خبيثه طرف شده آنها را مغلوب سازند و ادعيه و قربانيهائيكه انسان مىكند به غلبهء آن مدد تمام مىرساند و بنابراين از اوايل امر در نزد اين قوم انسان مقام محترمى داشته و نسبت بخدايان چندان تذلل نميكردند ، از براى آنها ادعيه ميخواندند ، از ايشان استعانت مينمودند ، تسبيح و تجليل ميكردند . قربانى را براى ايشان ميدادند و بالاتر از همه اينكه مشروب متبرك هوما « 2 » را اهدا مينمودند ليكن از اين ادعيه و قربانيها معتقد بودند به اينكه بخداوندان براى مجاهده با قواى خشكى و ظلمت مدد ميرسانند

--> ( 1 ) - در خصوص ظلمت ، گاتاها و اوستاى اخير تفاوت دارند چه بر طبق گاتاها ظلمت مخلوق اهورامزد مىباشد ( يسنا 44 ) « مؤلف » . ( 2 ) - هوما كه بعينه همان سوماى هندى است گياهى است كوهستانى اما حقيقت و هويت آن معلوم نيست « مؤلف » .